
به نام خدای غمگین غزهمی نویسم برای کودکی که از آغوش گرم مادر به آغوش فرشته شتافت. می نویسم برای کودکی که در بغلش مادرش شهید شد. می نویسم برای پدری که کودک شهیدش در بغلش بی کفن هنوز منتظر ماشین حمل شهدای سیار است. می نویسم برای کودک زیر دستگاه پزشکی که از بی برقی بجای اکسیژن هوای مرگ نوشید. می نویسم برای برادریکه برای داداش در حال جان دادانش شهادتین تلقین می کند. می نویسم برای عروسکی که دستش در دست دخترک شهید زیر آوارگیر کرده. می نویسم برای کودکی که در زیر آوار مادر شهیدش را فریاد می کشد و از بیک...
ادامه مطلب