هر زباله یک گناه است. با هر زباله که می سازیم گناهی مرتکب می شویم. گناهانمان را در کوه و جنگل و دشت و دمن می ریزیم. در کوچه و خیابان و رودخانه و جویخانه. گناهانمان را می ریزیم در حلق پرندگان، در نفس آسمان. گناهانمان را می پاشیم به صورت مادرمان زمین و سیلی می زنیم به شفقت خاک و به مهربانی آب. ما به جهنم نمی رویم خودمان دوزخیم. گناهانمان دست و پایمان را گرفته، وبال گردنمان شده . وبال همه چیز. زندگی ما شکنجه ای است برای بی پناهترین و معصومترین آفریدگان خدا.
به پشت سرت نگاه کن.ببین چقدر نفرین گیاه و پرنده و آب و خاک پشت سرمان است....
سیزدهم فروردین روزگناهان کبیره ما ایرانیان است. تو اما در آن روز گناه نکن.
تو اما گناهی را از زمین بردار.تو میدانی که نیکوکاران به بهشت نمی روند. نیکو کاران بهشت را می سازند. حتی در جهنم و حتی در میان جماعت دوزخیان تو یک نفر بهشت باش. آری تو یک نفر بهشت باش. جنگلها و بیابانها شهرداری و پاکبان ندارند. تو خودت شهردار و پاکبان هستی برای سرزمینت. مبلغ و ناشر پاکی و بهشت باش.
آری تو یک نفر در طول همه سال همیشه بهشت باش.
برچسب:
نویسنده: آریا نوری